15. بهمن 1396 - 12:00
کنسرت تسلیت
بیرجندرسا- اگر نگاهی به صفحات اول روزنامه ها بی اندازیم، تنها فرهنگ مرگ و میر و پاچه خواری را خواهیم دید، که فرهنگ روزنامه نگاری ما را احاطه کرده است و نشان از تجارت مرگ و میر می دهد.

به گزارش بیرجندرسا- امروز فرهنگ تنها دست مایه فشار برای رسیدن به اهداف شخصی شده است تا جایی که تیتر هایمان می شود "حکومت گروه های فشار استان بر حوزه فرهنگ خراسان جنوبی" و گاهی هم کنسرت را علم کرده و با پتک نشاط اجتماعی بر سر آن می کوبیم و گاهی با رقص قلم بر تار و پود گزارشات خود، جاده مرگ را زمینه ای برای فشار به مسئولین می دانیم، تا زمینه های دل سردی مردم از کار نکردن و بودجه های قطره چکانی فراهم شود.

آه خدای من به تو پناه می برم، که چرا ما اهالی رسانه، گاهی با رقصاندن بعضی از مسئولین و اهالی فرهنگ کنسرت نا امیدی و تزریق باور اینکه، "شهرمان آرامستان است" ، "فضای شهری سرد و بی روحی داریم" و  "کار فقط با مطالبه گری مردم جلو می رود"، راه می اندازیم، تا تنش های نا امیدی و مطالبه گری مردم برای نظام رقم بخورد، که شاید تیترهای بعدی ما زیباتر و خوراک تغذیه رسانه های غربی شود.

حال جای سوال است، که چرا روزنامه به ظاهر فرهنگی، نگاهی به صفحات روزنامه خود نمی کند، که شده است روزنامه ترحیم و تسلیت؟!! و تنها با رقصاندن افراد و اعمال فشار به مسئولین و با بودجه آگهی ترحیم و تبریک برای مسئول جدید دولتی اداره می شود.
آه خدایا، چرا باید روزنامه های ما، فرهنگ مرگ و میر و پاچه خواری باشد  و دم از فرهنگ بزند؟!!
باید تنها دلیل بی روح بودن شهر را از اهالی رسانه آن پرسید، که چرا زمانی این قلم بر دستان شماست، دم از عدالت، قانون و فرهنگ می زند ولی در عمل این تنها ابزاری است، برای رقصاندن قدرت طلبی و  گل آلود کردن فضای جامعه تا بتوانید از آب گل آلود ماهی بگیرد.

کنسرت تجارت با مرگ و میر
شما سردمدار نشاط و شادی نیستید، بلکه سردمدار آگهی های ترحیم، تسلیت، پاچه خواری و کنسرت ها هستید، تا شاید از پول آگهی جشن ها و کنسرت ها تجارت خود را کامل کنید.
جاده مرگ را هلناک تر از قبل جلوه می دهید و با تغییر مسئولین آگهی تبریک وتهنیت میگیرید و از طرف دیگر مردم را به مطالبه گری برای مقابل با مسئولین نظام بخاطر نبود کنسرت تشویق می کنید، که شاید تیترها و آگهی های بعدی مرگ و میر شما در بیاید.

آیا شهدا رفتند تا شما تجارت فرهنگ کنید؟
حال جای چند نکته خالی است و باید فریاد زد، که آیا شما حاضرید پدر، مادر، برادر و یا حتی سر انگشت کوچک خود را به خاطر امنیت همسایگان و هم وطنان خود فدا کنید؟ و یا حاضرید یک عمر بر روی تخت افتاده باشید و یا بخاطر تنگی نفس فریاد مرگ سر دهید؟ تا دیگران بر خلاف باورهای شما کنسرت تجارت و رقاصی بگیرند و برای بودن یا نبودن عکس شما بر سر تیر چراغ برق فرهنگ اصیل بیرجندی یعنی فداکاری، ایثار و گذشت را زیر پا بگذارند.

حال جای سوال است که چرا فرهنگ تقدیر و تشکر و قدرانی از افتخارات شهر، استان و کشور در صفحه های اول روزنامه های ما جا مانده و جای خود را به تحریم و پاچه خواری داده است؟ آیا فرهنگ این است؟!!
آیا شهدا رفتند تا ما آزادانه با قلم خود تجارت کنیم؟!، یادمان باشد فردی که در جاده مرگ می میرد(اگر مقصر نباشد) دیه می گیرد و تنها پول سود آن زندگی یک خانواده را به راحتی می چرخاند ولی آیا آن پول و دیه جای عزیزانشان را پر خواهد کرد؟! صد در صد نه!!
و حالا شهدای ما جانشان را آگاهانه با ایمان کامل کف دست گذاشتند، تا از ناموس تک تک مردم دفاع کنند و مورد تجاوز آغوش کثیف داعشی های زمان قرار نگیرند، امنیت برای ما ایجاد کرده اند تا ما تجارت فرهنگ ترحیم کنیم، و حالا بگوییم، رقم این جان نثاری چقدر است؟، آیا نباید سر درب همه منازل چهره نورانی شهدا باشد، در صفحه اول روزنامه شما چه باید نقش بندد؟

فرهنگ برهنگی و آواز خوانی بی قید و شرط خاتمه یافته است
فرهنگ تشکر چیز خوبی است، که اگر دیگران داشته باشند، آیندگان به آن افتخار می کنند، تشکر از کسانی که باورشان حفظ ناموسمان بود، حفظ امنیت بود، باید افتخار کنیم که شهرمان شهید پرور است، باید افتخار کنیم بعد از پیروزی انقلاب به جای اینکه سر تیر برق عکس زنان برهنه باشد، تمثال نازنین شهداست.

اهالی فرهنگ و همه مسئولین بدانند، اگر زمانی خارج از دایره اسلام و عدالت حرکت کنند، باید زودتر از اینکه مردم آنان را با لگد از صندلی قدرت به پایین بکشند، استعفاء بدهند وگرنه همین مردم در چارچوب قانون نسخه استعفای آنان را خواهند پیچید(همانگونه که در این چند روز با یاداشت های خود اعتراض خود را فریاد زده اند.)

مسئولینی که همانند بعضی دکتران تجویز دارو غلط به مردم می دهند، باید محاکمه شوند، و خلع مسئولیت کوچکترین مجازات آنان است.

شادی و نشاط در تفکر انسان است، فردی که شب ها در آغوش گرم خانواده است، و تنها با لقمه ای نان ولی دلگرم به آینده، شکم خانواده خود را سیر می کند، شاد است ولی فردی که شب ها آغوش گرم خود را در آغوش گرم دختران و پسران مختلف با کنسرت شادی فراهم می کند، روزی تنها لقمه خانواده شما را خواهد روبود.
بله هزینه بلیت کنسرت، سرمایه مردم را درجیب افرادی می گذارد، که به جای اشتغال و فراهم کردن کانون گرم خانواده زمینه ساز نا امیدی می شوند.
کنسرت زیباست اگر تمام مردم ایران نیازمند حتی پول بلیت یک نفر از افراد نباشند.
کنسرت زیباست اگر تمام مردم ایران زمین شغل مناسبی برای خود داشته باشند.
کنسرت زیباست اگر جای برای هنرمندان بومی آن داشته باشد.
کنسرت زیباست اگر به صورت الهی و اسلامی انسان را به یاد خدا دعوت کند.
کنسرت زیباست اگر زمینه ساز اشتغال افراد شهر خودمان باشد نه شهرهای بزرگ مثل تهران.
کنسرت زیباست اگر زیر ساخت های آن برای اجرای هنرمندان مان و از همه مهمتر تماشاچی هایمان فراهم شود.
و کنسرت زیباست ولی زیباتراز آن کنسرت فداکاری، ایثار و گذشت است چه از جان و چه از مال.

رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) فرموده اند: " ببیند که این روزنامه و این قلم، آرامش در این کشور که الآن لازم است ایجاد می‌کند، یا تشنج ایجاد می‌کند؟ چنانچه تشنج ایجاد کرد، این روزنامه چماق است و آن گفتار چماق است. و اگر آرامش در مردم ایجاد کرد، این رحمت است و این مشکور است پیش خدای تبارک و تعالی." (صحیفه امام خمینی-جلد ۱۴-صفحه ۱۴۹)

نظرات کاربران